چهار سال پس از سقوط جمهوری اسلامی افغانستان و بازگشت طالبان، صدها خبرنگار افغان که سالها برای آزادی بیان و افشای جنایات جنگی قلم زدهاند، امروز در شکافهای حقوقی ایران و پاکستان گرفتارند. آنها در معرض بازگشت اجباری، فشار روانی و تهدید امنیتی مداوم قرار دارند؛ وضعیتی که به سکوت جامعهٔ بینالمللی و یک بحران انسانی-رسانهای پنهان بدل شده است. برخلاف تصویر «مهاجرت موفق» در رسانههای غربی، واقعیت پشت مرزها بازداشتهای نامنظم، تعلیق ویزا، کاهش حمایت نهادی و تبعیض سیستماتیک است. بسیاری در «انتظار ابدی» ماندهاند؛ نه میتوانند بازگردند و نه بمانند. بیش از ۱۵۰ خبرنگار و خانوادههایشان در ایران و پاکستان معلقاند؛ برخی بیش از ۴۸ ماه در انتظار پاسخ به پروندههای پناهندگی یا ویزای بشردوستانه هستند. روند پردازش در ۱۸ ماه اخیر بهشدت کند شده است. نیکولا ایچ، نمایندهٔ اتحادیهٔ ملی خبرنگاران فرانسه، میگوید: «۲۲۵ خبرنگار و خانوادهشان به فرانسه منتقل شدهاند اما روند اخیر تقریباً متوقف شده است.» وضعیت زنان خبرنگار وخیمتر است. مریم رضایی میگوید: «من فقط یک رقم نیستم؛ یک زن تبعیدیام که بدون ویزا و حقوق قانونی زندگی میکنم.» بسیاری برای بقا مجبور به کارهای غیرحرفهای و خطرناک شدهاند، در حالی که همچنان تحت تهدید طالباناند. گزارشها نشان میدهد برخی خبرنگاران در پاکستان بازداشت و به اجبار به افغانستان بازگردانده شدهاند؛ شماری در زندان طالباناند و برخی در سکوت پنهان شدهاند. علیرضا سروری در تهران میگوید: «طالبان پروندههای قدیمی ما را دوباره بررسی میکنند و هر چیزی میتواند جرم شود.» رضا اکبری، خبرنگار باسابقه، میگوید: «افرادی بدون سابقه رسانهای تخلیه شدند، اما خبرنگاران واقعی در لیستهای انتظار گم شدند.» حامد عبیدی، رئیس AMSO، هشدار میدهد: «خبرنگاران افغان چهار سال منتظر ویزای بشردوستانهاند؛ فراموش نکنید آنها شهروندان اولیهٔ حقوق بشرند.»فرانسه هنوز یکی از امیدهاست. تجمع خبرنگاران در پاریس نخستین اعتراض گسترده برای حمایت مستقیم بود. اما یکی از خبرنگاران هشدار داد: «تظاهرات کافی نیست؛ ما راهحل فوری میخواهیم.» اتحادیهٔ ملی فرانسه از تشکیل گروه کاری ویژه خبر داده، اما بدون تضمین سیاسی این تلاشها ممکن است دوباره در انتظار نامحدود گم شود. بیسرنوشتی خبرنگاران افغان فقط مسئلهٔ مهاجرتی نیست؛ آزمونی برای تعهد جهانی به آزادی بیان است. خبرنگارانی که امروز در اتاقهای کرایهای در کرج یا محلههای فقیرنشین اسلامآباد منتظر یک ایمیلاند، شاید فردا دیگر نباشند. خاموشی آخرین صدای مستقل افغانستان، خاموشی یک ملت خواهد بود.



